ماکتبازان ایران – قسمت سوم

Spread the love

همواره یکی از اصلی ترین اهداف ماشین ماکت ترویج فرهنگ کلکسیونداری از طریق اشتراک گذاری ارزشها و اصول این مقوله بوده است .

داستان سومین قسمت از #ماکتبازان_ایران به یکی از قدیمی ترین ماکتبازان غیر پایتخت نشین کشور تعلق دارد .

پیشرفت تکنولوژی بخصوص در زمینه شبکه های اجتماعی آنقدر سریع اتفاق افتاد که همه غافلگیر شدیم .

با این تفاسیر تصور کنید در اواخر دهه هفتاد شمسی زمانی که تمام دغدقه اهالی تکنولوژِی جایگزین شدن سیستم های پنتیم ۱ و ۲ و … بود در دام ماکتبازی اسیر شدیداز قضا شیرازی هم هستید و غیر پایتخت نشین .

شاید امروز تصورش مشکل باشد اما تا چند سال پیش اشتراک گذاری یک تصویر ساده بیشتر به یک کابوس شبیه بود . ابتدا ایمیل بود . هم نسلان من تبادل لطیفه ها از طریق ایمیل را کاملا بخاطر دارند !!! سپس چت رومهای یاهو و بعد با فراگیر شدن موبایل مسیج راه افتاد .

حال در چنین وضعیتی از طریق دوستان و علاقه وافر به ماشین ، عاشق ماکتبازی شده اید .

بقول دوستی با همین ابر تورمی که پیش رویمان است اگر فردی با مثلا ۳۰۰ میلیون تومان ( که اینروزها بهای یک ماشین بی کیفیت شاسی نسبتا بلند چینی است !) بخواهد مجموعه ای را فراهم کند شاید یک کلکسیون ۱۰۰ تا ۲۰۰ تایی از ماکتهای ارزشمند در سطح جهانی را در عرض کمتر از یکماه بتواند جمع آوری کند .

اما آیا این فرد واقعا کلکسیونر است ؟؟؟

قطعا خیر !!!

چون شالوده کلکسیونر شدن اول عشق است نه پول و همیشه فاکتور زمان جلا دهنده این عشق بی پایان است .

این داستان ماکتبازی آقای امیر است ،که از حدود سال ۱۳۷۹ مشغول جمع آوری ماشینهای مدل هستند .

در آن زمان فقط از یک و با اندکی ارفاق دو عرضه کننده در تهران میشد این جواهرات را تهیه کرد .

پس شما که اسیر این عشقبازی هستید چگونه خارج از تهران باید به عشقتان دست بیابید ؟!

فقط یک گزینه وجود دارد : تلفن !

آقای امیر بطور مداوم در تماس تلفنی با تنها عرضه کننده ماشینهای مدل در تهران بود و به فرضی که اعلام میشد بار جدید مثلا فردا به در مغازه میرسد ایشان همین امشب در سرمای زمستان یا گرمای تابستان شال و کلاه کرده و غالبا با اتوبوسهای ایران پیمای قرمز ، رنج ۱۴ ساعت راه را هموار کرده و قبل از سپیده دم درب مغازه حضور داشتند !

آقای امیر حتی در باز کردن بار های نو رسیده غالبا اتو آرت از هنگ کنگ ، به وارد کننده محترم کمک کرده و تا ظهر خریدهایشان را انجام می دادند و مجدد با همان اتوبوس ایران پیمای قرمز ۱۴ ساعت دیگر را تا خانه می پیمودند تا یک یا چند عضو جدید به کلکسیونشان ملحق شود !

امروز کلکسیون ایشان حدود ۵۰۰ عضو دارد که شاید از نظر کمیت چندان رکورد دار نباشد، اما از نظر کیفی و به لحاظ مصایبی که بابت گرد آوری آنها تحمل شده بسیار ارزشمند است .

گرچه این کوچکهای ارزشمند از لحاظ مالی هم هیچگاه به مالکش خیانت نمی کند . همینطور که فقط ، یکی از ماکتهای آقای امیر بنز پولمان اتو آرت که آن سالها به قیمت ۹۰ هزار تومان خریداری شده اکنون پس از سولد اوت شدن حدود ۱۰۰۰ دلار قیمت دارد !

پس از این به بعد هر گاه با چند حرکت انگشت بر صفحه لمسی موبایل یا تبلت ماکت مورد نظرتان را خریدار ی کرده و چند روز بعد از مامور پست و تیپاکس آنرا تحویل گرفتید ، شاید مرور داستان ماکتبازی آقای امیر چندان خالی از لطف نباشد .

گرچه گویا در دنیایی زندگی می کنیم که سطح رفاه و امکانات ، چندان با سطح لذت و رضایتمندی از زندگی آمیخته نیست !!!

0/5 ( 0 نظر )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *